خرید بک لینک

دوباره روزای سیاه برگشتن. دوباره شبهای با گریه خوابیدن و فکرای خودکشی و حس عمیق تنهایی برگشته. هیچکس نیست. هیچ چیز نیست. هیچی ندارم. خالی و تهی‌ام. از زندگی، از انگیزه، از انرژی، از امید خالیَم. تو دستام هیچی نیست. تو چشمام اشک و خونه. نمیدونم تا کی میتونم ادامه بدم. همه‌چی مزخرف و خسته‌کننده‌ست. حالم بده و حتی جونی ندارم برای حال بدم کاری بکنم. یهو همه‌چیمو از دست دادم. هرچی که تو دستام بود رو ازم گرفتن. سخته. خیلی سخته.

برچسب: نویسنده: بهنام ابراهیمی تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 12:50

صفحه بندی